انواع درمانهای روحی

خرید بک لینک

صوت درمانی

این روش درمانى ساده ترین تعریف را دارد: استفاده از امواج صوت براى شفاى بیمارى ها.

تاریخچه شکل گیری این روش چیست؟

امواج صوتى مى توانند نیرویى قدرتمند براى خیر یا شر باشند، اما این امواج را در روش صوت درمانى با این قصد استفاده مى کنند که به بدن انسان کمک کنند تا خود را درمان کند.

این روش چگونه عمل می کند؟

هر سلول و هر بافت و هر عضو موجود در بدن انسان فرکانس ارتعاشى خاص دارد و با به کارگیرى امواج صوتى خاص تأثیر مى گیرد، تعدیل مى یابد و یا تغییر مى کند. هر ماده اى یکسره تا اساسى ترین ذرات بنیادى خود، که آن ها را ذرات زیر میکروسکوپى و زیر اتمى مى نامند، در حالت ارتعاش و نوسان دایمى است. فرآیند زندگى فعال در سلول این است که میدان هاى انرژى منظمی را تولید کنند ولی وقتى سلول به عللى بیمار مى شود نوعى آشفتگى در این کار پدید مى آید.

درمانگران صوت درمانى مى گویند همه سلول ها و اعضاى بدن ما شبیه قلب عمل مى کنند ، و همه بیمارى ها در تغییر اساسى فرکانس یا ارتعاش انرژى تولیدى بدن جلوه گر مى شوند. این گونه تغییر مى تواند در گروه هاى سلولى یا در یک عضو بدن یا در کل بدن جلوه کند. صوت درمانى مى کوشد این ارتعاشات را به حالت عادى بازگرداند.

روش اجرا چگونه است؟

صوت درمانى، دستگاه هاى الکترونیک پخش کننده امواج صوتى را به کار مى گیرد. امواج حاصل از این دستگاه ها را به وسیله یک عرضه کننده یا انتقال دهنده که روى عضو نیازمند درمان شخص بیمار قرار مى دهند به بدن او مى فرستند. چنین است که فرکانس هاى نامطلوب مولود بیمارى یا مولد بیمارى باطل مى شوند و انرژى هاى طبیعى بدن امکان مى یابند که به بازسازى طبیعى بدن و شفاى بیمارى بپردازند. کاربرد

صوت درمانى براى بیمارى هاى آرتروز روماتیسمى، فیبروسى تیز، مشکلات عظلات، ترک ها و اختلالات استخوانى، کشیدگى ها و پیچ خوردگى ها مفید است.

موسیقی درمانی

هرنوع موزیک که شادی و سرور ایجاد می کند برای فعال کردن چاکرای دوم مناسب است. برای آرام کردن و یا هماهنگ ساختن انرژی چاکرای دوم می توانید به صدای پرندگان، صدای جریان آب ، حتی نوای شرشر یک چشمه یا فوارة کوچک در منزل یا خارج از منزل گوش دهید.

شفا توسط لمس

اعتقاد به شفا توسط لمس در فرهنگها, تمدنها و مذاهب شرقی بویژه مذهب تشیع و بوسیله بزرگان و اولیاء دینی, ریشه های دیرینه دارد.

لمس اولین حسی است که در جنین انسانی(در حدود هشت هفتگی) ایجاد می شود, تکامل یافته ترین حس در بدو تولد و تنها حسی است که به بیش از یک محرک واکنش نشان می دهد. اهمیت لمس در حفظ سلامتی تا جایی است که شیوع اپیدمی ماراسموس در اردوگاههای کودکان در طی جنگ جهانی دوم که در برخی از پرورشگاهها بدون هیچگونه علت تغذیهای و عفونی تا 100% مرگ و میر ایجاد کرده بود، به محرومیت لمسی نسبت داده شد و مشخص گردید که در محرومیت از لمس جذب مواد غذایی صورت نمی گیرد.

لمس چیزی بیش از دستوری سیستماتیک بافت نرم و تحریک پایانه های عصبی است. در حقیقت یک فاکتور انسانی نیز در آن دخالت دارد. کریجر معتقد است برای آنکه لمس کاملا مفید و شفا دهنده واقع شود، درمانگر بایستی به مددجوی خود «توجه محض«قصد کمک » داشته باشد. به نظر می رسد که عمل « توجه» نقشی در درمان ایفا می کند. بنابراین تفکر، دولورس کریجر پروفسور پرستاری از دانشگاه نیویورک در دهه 1970 فرم سازماندهی شده ای از لمس را با نام «لمس درمانی », یا «لمس با نیت و یا «لمس مغناطیسی» با الگو گرفتن از روش قدیمی "دست گذاشتن" در طب سنتی چین و بر اساس مدل پنداشتی راجرز تدوین نمود.

مدل راجرز ترکیبی است از تئوری حوزه کوانتومی فیزیک و تئوری سیستم های عمومی برتالنفی و بر کلیت وجود انسان به عنوان یک سیستم انرژتیک باز, که به صورت دائم و دو جانبه با محیط خود در حال تعامل است, تأکید می کند. وی معتقد است که انسان در یک حوزه انرژی قرار دارد و فراتر از یک جسم فیزیکی محض می باشد .

حوزه انرژی اطراف بدن انسان یا بیوفیلد در فرهنگهای مختلف به نامهای متفاوتی از قبیل پرانا, کای اورا, انرژی بیوپلاسمی و بیوپلاسما, شناخته شده است. این حوزه حاصل مجموعه تشعشعات بدن و برآیند تاثیرات کلیه شارژهای الکتریکی منبعث از متابولیسم و فعالیتهای شیمیایی مداوم بدن می باشند و با تکنیک های خاص آزمایشگاهی می تواند اندازگیری, عکسبرداری و حتی با تمرین و ممارست لمس شود.

تاریخچه استفاده از انرژی در درمان بیماریها در کنده کاری های باستانی, سنت ها و نوشتجات قدیمی بویژه فرهنگ شرقی به 4000 سال پیش بر می گردد. بقراط از بیوفیلد به عنوان "نیرویی که از دستهای بسیاری از مردم جریان پیدا میکند" نام برده است. در اواخر قرن هیجدهم مسمر پزشک اتریشی که تحت تاثیر طب مغناطیسی قرار گرفته بود, دریافت که آهنربا مسئول واقعی درمان نیست بلکه با تشبیه بدن انسان به یک آهنربای بزرگ از بیوفیلد به عنوان مغناطیس جانوری یا انرژی هوشمند نام برد که بایستی جهت ایجاد بهبودی در بدن کنترل و یا رها گردد. وی متوجه نوعی پدیدة جاذبه و دافعه در اطراف بدن شبیه حس ایجاد شده در زمان کار با آهنربا گردید و با اعتقاد به تشعشع مغناطیس جانوری از طریق دستها, دست انسان را به تنهایی برای ایجاد تاثیر کافی دانسته, استفاده از آهنربا را به کلی رد کرد.

منظور از انرژی هوشمند شکل حوزه انرژی است که در فراسوی بدن بیمار گسترش داشته و توسط کف دستهای درمانگر لمس می شوند. در صورت سلامتی الگو باز و قرینه است و به شکل گرما, نرمی و یا نوسانات ملایم لمس میشود. در غیر این صورت لمس انرژی در شرایط عدم تعادل به صورت احتقان, فشار, گرما, سرما, بلوک, کشش, سکون یا گزگز و مورمور خواهد بود. حوزه انرژی هر انسان بسته به درجه ثبات ذهنی و روانی فرد تغییر می کند. بر اساس متون مربوط به یوگا جریان انرژی حیاتی تابع کنترل تفکر فرد است. لذا افکار ما بر حوزه انرژی و آن نیز به نوبه خود بر جسم و سلامتی بدن تأثیر می گذارند. به این ترتیب تعهد قوی و اراده درمانگر برای کمک به بیمار کنترل معینی را بر تشعشع انرژی حیاتی فراهم میکند.

لمس درمانی یک هنر درمانی تمرکزی است که در آن درمانگر با فرمی از هوشیاری تمرکزی از دستان خود به عنوان کانون جهت ایجاد تعادل و هماهنگی در حوزه انرژی دو جانبه بیمار – محیط استفاده می کند. لذا هدف لمس درمانی تحریک توانایی طبیعی بدن برای ترمیم خود از طریق ایجاد تعادل و هماهنگی در جریان انرژی می باشد.

درمانگران لمس درمانی معتقدند که مهارت لمس شکل حوزه انرژی و رفع اختلالات آن یک «توانایی بالقوه» و ذاتی وجود انسان است و هر فردی می تواند با تمرین و ممارست آنرا فرا گیرد. از آنجا که بیوفیلد تا فاصله حدود 45-30 سانتی متری از سطح بدن گسترش پیدا میکند، بین قراردادن دستها بصورت مستقیم بر بدن و یا با فاصله کمی از آن، تفاوت واقعی وجود ندارد. در هر دو صورت بیوفیلد درمانگر با بیوفیلد بیمار تلاقی پیدا می کند, و لمس درمانی به هر دو صورت تماسی و غیر تماسی قابل اجراست.

امروزه لمس درمانی در بیش از 100دانشکده پرستاری در غرب و ایالات متحده تدریس می شود و توسط انجمن پرستاران آمریکا، جامعه ملی پرستاران، انجمن پرستاران کل نگر آمریکا، به رسمیت شناخته شده است.

لمس درمانی یک تکنیک درمانی غیر تهاجمی است, اجرای آن نیاز به تکنولوژی و تجهیزات خاصی ندارد و برای گروه های سنی مختلف قابل اجرا است. این تکنیک نیاز به زمان و مکان خاصی ندارد و می تواند به راحتی با طب کلاسیک همراه شده و در نتیجه هزینه نهایی درمان، طول مدت بیماری و عوارض ناشی از آنرا کاهش دهد. مهمتر از همه اینکه باعث تعمیق ارتباط پرستار و بیمار می گردد. . به امید آنکه بتوانیم با کشف ارزشها و توانمندیهای ذاتی وجود انسان به عنوان خلیفه خداوند بتوانیم بسوی سلامت همه جانبه جسمی- روانی و اجتماعی پیش رویم.

موسیقی درمانی

طبق تحقیقات انجام گرفته توسط دانشمندان ثابت شده است که نوع تفکر انسان در ساخت بیوشیمی مولکولهای بدن تأثیر مستقیم دارد . در واقع بنا به گفته برخی از دانشمندان ، انسان آناتومی مغز خود را توسط نوع و نحوه اندیشه ای که طی سالیان زیاد دارد شکل می دهد و همین معنی را می توان از این مطلب استنباط کرد که : با شنیدن صداها چه به آنها توجه داشته باشیم یا خیر ، تغییراتی در بیوشیمی بدن خود خواهیم داشت و این امر به صورت خود به خود صورت می گیرد . بدین معنی که یک نظام بسیار پیچیده در بدن وجود دارد که هر نوع تأثیر خارجی را در بدن اعم از صوتی ، حرارتی یا صورت های دیگر را به شکل پیامی به مغز انتقال داده و مغز متأثر از اطلاعاتی که دریافت کرده است آنزیمهایی را در بدن برای حفظ و بقای ارگانیزم ترشح می کند .

حال اگر بخواهیم این موضوع را با دقت بیشتری مورد توجه قرار دهیم متوجه می شویم که تأثیرات عوامل خارجی مثل تأثیرات شنوایی در بدن انسان ، می تواند موجب تغییرات بیوشیمی بدن شود . اگر موسیقی یا صدایی که می شنویم نابهنجار باشد ، بدین معنا که نسبتهای صوتی موجود در کل هستی در آن موسیقی یافت نشود ، در چنین شرایطی به علت هماهنگ نبودن موسیقی با وجود انسان که جزئی از هستی است آنزیمهایی که برای مقابله و حفظ بقای ارگانیسم ترشح می شود می تواند مخرب جسم او باشد .

حال تأثیر درمانی موسیقی را می توان از چند وجه مورد بررسی قرار داد :

1- تأثیرات روانی و ایجاد تعادل در آنزیمها .

2- تأثیر مستقیم فرکانس ایجادشده از طریق موسیقی .

در هر موجود زنده و غیر زنده بنابر شکل و اندازه ای که دارد فرکانس صوتی نهفته است . حال اگر جسمی فرکانس خاصی داشته باشد و فرکانس مشابه او تولید شود آن جسم هم با فرکانس تولید شده مرتعش می شود . به عنوان مثال فردی روی صداها و فرکانس ها تحقیق می کرد ، تصمیم گرفت سوتی را که از نوع سوت پلیس بود به قطر 2 متر طراحی کند و دقیقاً همان ساختمان سوت پلیسی را به ابعادبزرگ بازسازی کرد و یک پمپ باد قوی را در کنار آن قرار داد و به محض اینکه پمپ باد را روشن کرد و باد به داخل سوت بزرگ دمیده شد ، شخص به سرعت و ناگهانی از دنیا رفت . پس از اینکه پزشکان کالبد شکافی کردند متوجه شدند که اعما و احشای درونی این شخص درهم آمیخته و باعث مرگ این شخص شده است و متوجه شدند که ارتعاش صدایی که از سوت ایجاد شده با فرکانس درونی بدن این شخص هماهنگ بوده و همین موجب شده وجود این شخص از درون متلاشی شود و نتواند تحمل کند . بنابراین همه موجودات دارای فرکانس نهفته درونی هستند .

در تحقیقات انجام شده درباره موسیقی مناطق مختلف ، از استادان موسیقی این مناطق شنیده شده که بیماریهای عفونی چون حصبه و سرخک را با نواختن موسیقی درمان کرده اند . در نگاه اول این موضوع ممکن است در نظر پزشکی و یا مردمی که اطلاعات جزئی از این امر داشته باشند غیرممکن جلوه کند که چطور ممکن است صدایی که در خارج از جسم انسان به صورت صوت ایجاد می شود بتواند بیماریهای عفونی مثل سرخک و یا حصبه را معالجه کند ؟

می دانیم که میکروارگانیزمها دارای فرکانس نهفته درونی هستند و اگر فرکانسی شبیه به فرکانس میکروارگانیزمها تولید شود ، آن موجودات بسیار ریز را به ارتعاش در می آورد و ارتعاشی که این موجودات پیدا می کنند می تواند زندگی آنها را به طور موقت دچار اختلال کند . موقعی که میکروارگانیزمها وارد بدن انسان می شوند نظام دفاعی بدن به طور طبیعی شروع به فعالیت می کند و با این موجودات مقابله می کند . اگر این موجودات قوی تر باشند بر بدن غلبه می کنند و اگر ضعیفتر باشند بدن راه بهبودی را پی می گیرد .

با موسیقی به نظام دفاعی بدن کمک می کنیم تا بتواند کار خود را بهتر انجام دهد . به این نحو که اگر موسیقی مناسبی انتخاب شود که فرکانس آن با میکروارگانیزمها یکسان باشد ، میکروارگانیزمها شروع به ارتعاش می کنند و همین ارتعاش موجب می شود که فعالیتشان مقداری مختل شود و نظام دفاعی بدن از این شرایط استفاده کرده و به این میکروارگانیزمها حمله می کند و آنها را مقلوب می سازد .

با توضیحاتی که در این خصوص داده شد می بینیم که معالجه از طریق موسیقی امری کاملاً معقول و منطقی می باشد و توجیه علمی دارد و خرافات نیست و اگر انسان های گذشته و اساتید موسیقی نتیجه مثبتی از این عمل نمی گرفتند ، هیچگاه بیماران خود را توسط موسیقی درمان نمی کردند .

در منطقه دوردست ترکمن صحرا استادانی بوده اند که مریض هایی را که بیمارستان آنها را جواب کرده بودند و از آنها قطع امید شده بود ، توسط موسیقی درمان کرده اند .

مثلاً دختربچه ای که به واسطه حصبه دچار مشکل شده بود و او را از بیمارستان به منزل فرستاده بودن تا شب آخر عمر خود را در منزل باشد ، با اجرای موسیقی درمان کردند . نمونه هایی از این روش درمان هنوز در منطقه سیستان و بلوچستان -جزایر جنوب ایران- در قشم و نقاط دیگر کشور متداول است و تحت عنوان « شامان» یا « زادیاگواتی» مورد استفاده قرار می گیرد .

طبق تحقیقات انجام گرفته ، اگر موسیقی جدی و سالم و درستی که مناسب حال بیمار است پخش شود در علایم حیاتی تأثیر می گذارد . چون محققین قبل از پخش موسیقی و بعد از پخش موسیقی برای مدت 15 دقیقه علایم حیاتی را ثبت کرده اند و تأثیرات کاملاً مثبتی را شاهد بوده اند . تستهای خاص روانشناسی از بیماران به عمل می آمد و نتایج نشان دهنده این بود که برای بیماران روانی امید و تحرک در ذهن ایجاد می کند و در بهبود آنها کاملاً موثر است . و موسیقی را که از حیث فنی انفعال در آن هست و برای گوش فرد عادی ممکن است قابل تشخیص نباشد را هم مورد آزمایش قرار دادند و نتیجه کاملاً عکس بود یعنی حتی افراد کاملاً سالمی هم که مورد این آزمایش قرار می گرفتند و به موسیقی که از حیث هنری عمیق نبود ، گوش می سپردند ، منفی بوده و حالت انفعال از حیث روانی و حالت معکوس از نظر علایم جسمی و روانی در شخص ایجاد کرده و این چیزی است که در تحقیقات علمی ثابت شده است .

در تحقیقات دیگری که بر روی بررسی فاکتورهای خون افراد پس از عمل جراحی ByPass انجام گردید تأثیر باورنکردنی و بسیار سریع موسیقی در تعادل آنزیمهای خون بیمار پس از بیهوشی بوده است . توضیح اینکه موسیقی انتخاب شده از نوع موسیقی دستگاهی بوده و دقت انتخاب موسیقی مناسب ، شرط ضروری انجام این پژوهش بوده است . حتی در یک مورد که موسیقی نامناسب انتخاب شده بود ، تأثیر منفی مشاهده گردید. و آزمایشات نشان دهنده این بوده که اگر برای فردی که پس از عمل جراحی (بای پس ) موسیقی صحیح پخش کنیم ، کمک به تسریع درمان می کند حتی نیاز به استفاده از دستگاههای که برای مدتی فعالیت ریه را به عهده می گیرند و فشار خون را تنظیم می کنند و بقیه امور حیاتی را تحت کنترل دارند ، نخواهد بود و فقط موسیقی صحیح می تواند به جای این دستگاهها عمل کند .

موسیقی ها انواع و اقسام دارند . از جمله موسیقی هایی که مورد استفاده قرار می گیرند موسیقی هایی هستند که از ساختار صحیح ریاضی برخوردار باشند و بر اساس اصول خاص ریاضی طراحی شده باشند . به نحوی که اجزای موسیقی باهم یک کل را تشکیل داده باشند که این کل با نظام هستی هم سنخ و هماهنگ باشد

موسیقی درمانی

هرنوع موزیک که شادی و سرور ایجاد می کند برای فعال کردن چاکرای دوم مناسب است. برای آرام کردن و یا هماهنگ ساختن انرژی چاکرای دوم می توانید به صدای پرندگان، صدای جریان آب ، حتی نوای شرشر یک چشمه یا فوارة کوچک در منزل یا خارج از منزل گوش دهید.

رنگ درمانی

رنگ نارنجی روشن چاکرای دوم را فعال می کند. این رنگ عزت نفس را تقویت کرده و باعث افزایش نشاط می شود.

رایحه درمانی

روغن چوب صندل در تعالی رابطة دو عاشق به سطح معنوی مؤثر است. علاوه بر این باعث تلفیق انرژی های معنوی در تمام سطوح فکر، احساس و عمل می شود.

روانشناس۲۰...

ما را در سایت روانشناس۲۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت: 8:42

صفحه بندی